سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
151
طب در دوره صفويه ( فارسى )
هر سه در كتابخانه استانبول نگاهدارى مىشوند . هيچيك از محققين ديگر مدعى ديدن اين كتاب در محل ديگرى نشدهاند . ايرانىهاى دورهء صفويه به طور كلى معتقد بودند كه جراحان اروپائى متبحرتر از جراحان ايرانى هستند اما در مقابل اطباى خود را حاذقتر از پزشكان خارجى مىدانستند . به اول اسم جراحانى كه در كار خود تبحر فراوان داشتند كلمه « استاد » اضافه مىشد ( اين رسم از ايران به انگلستان برده شد و تا به امروز نيز باقى مانده است و تيتر استاد جراحى « 12 » بالاترين تيترى است كه دانشگاههاى آكسفورد ، كمبريج و لندن به برخى از دانشجويان فارغ التحصيل رشته جراحى مىدهند ) . وقتى دانشجوى جوان مطالعاتش تكميل مىگرديد و احساس مىكرد كه مىتواند دست به جراحى بزند آن وقت تقاضاى صدور پروانه كار مىكرد . يك چنين اجازه نامهاى از طرف حكيمباشى صادر مىشد و بنا به گفتهء تاورنيه « تمام پروانههاى پزشكى اطبا را او صادر مىكرد » در مقابل فرير اظهار مىدارد كه « هيچ نوع اجازه مخصوصى براى پرداختن به طبابت وجود ندارد و هركس شهامت پرداختن به اين كار را داشته باشد مىتواند به آن بپردازد » . در دورهء خلفا بدون هيچ ترديدى داوطلبين طبابت مىبايست به توسط يك پزشك مورد آزمايش قرار مىگرفتند در آن ايام سمتى به نام محتسب وجود داشت كه در دورهء صفويه به آن كلانتر مىگفتند . وظيفهء محتسب و كلانتر نظارت بر چگونگى انجام طبابتها و جراحىها و دقت در انجام گرفتن صحيح معالجات و بازرسى وسايل كار و اطمينان از درست بودن آنها بود . در دورهء مورد بحث علاوه بر امتحانات پزشكى داوطلب جراحى مىبايست امتحانات مخصوصى را نيز مىگذراند او مىبايست به مطالب اولين بخش « كتاب الفرق الطب » جالينوس كه توسط حبيش به عربى ترجمه شده بود احاطه كامل داشته و تشريح را در حدى كه آن روز معلوم بود بداند . به احتمال قوى در دوره صفويه يك چنين مقررات سختى وجود نداشت . من تصور مىكنم كه تاورنيه و فرير هر دو در اظهارات خويش صادق هستند زيرا از ظواهر امر چنين برمىآيد كه در آن ايام در آمدن به جرگهء جراحان از دو راه امكانپذير بود يكى راه قانونى و ديگرى راه غير قانونى . افراد تحصيلكرده ، شرافتمند و كارآزموده از طريق حكيمباشى اجازه اشتغال به اين حرفه را به دست مىآوردند . تعداد اين افراد به مراتب بيشتر از كسانى بود كه بدون مجوز قانونى به درمان بيماران مىپرداختند . فارغ التحصيلان ممتاز و وابسته به طبقات بالاى اجتماع دورهء نهائى كارآموزى خود را نزديكى از جراحان مشهور و خبره به پايان مىرساندند و همين شخص هم به ايشان اجازه كار مىداد . من فكر مىكنم كه اين روش از چند قرن قبل در ايران رايجترين راه پرداختن به طبابت بوده و در دورهء صفويه نيز ادامه داشته است زيرا در كتاب مخزن الادويه مير محمد
--> ( 12 ) - Master of Surgery